عاشق نبود
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 14:32
عاشق نبود... کسی در قلبم نفوذ کرده است چه زیباتر از تو می گوید چه زیباتر از تو می نگرد وچه زیباتر از تو حرف می زند... حتی عاشق تر از توست به این هم نمی رسم ، می دانم... انتخابش غلط است اما چرا هرکس می آید، هنوز هم اول به یاد تو می افتم؟... فقط به یادت می افتم همین حتی دلم برایت تنگ نیست فقط گاهی می ...
برگ دوم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
نمی دونستم چه رشته ای برم و کجا هیچکس راهنماییم نکرد به طور خیلی اتفاقی تو رشته ای که به روحیاتم نمی خورد ثبت نام کردم. دوستامو دوست داشتم و شیطنت ها و رفاقتهامون باعث شد تا به امروز باهاشون در ارتباط باشم. ادامه تحصیل و یه آدم موفق شدن تو آرزوهام بود. آرزوم این بود یه جا مشغول کار بشم و بعد بشم عصا...
برگ سوم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
بالاخره بعد از 15،16 سال دوستمو پیدا کردم ودیدم ،خیلی تغییر کرده بود، ظاهر که هیچ باطنش رو دیگه نمی شناختم،خیلی صمیمی رفتار می کردیم اما... به قول شعر فریدون مشیری که می گفت: ما هرکدام رفته به دنبال سرنوشت،من دیگر آن نبودم و او دیگر آن نبود... همون روز ، آخرین دیدارمون شده تا به امروز که 2 سال می گذ...
برگ چهارم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
وارد بازار زیبای کار شدم جاهایی رفتم که به یک روز هم نکشید و به دلایلی که همه می دونن نرفته برگشتم... شدم حسابدار. رشته ام که خشک و رسمی . شغلشم همینطور. توکارآموزی هام خوب بود چون کار جدی نبود . با بچه های کارآموزی دوران خوشی رو داشتیم که البته همیشه در کنار خوشی ها ناخوشی هایی بود که کم هم نبود.. ...
برگ پنجم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
قبل از اینکه شروع به ادامه مطلب قبل کنم اینم بگم که 2 تا دوست خوب و صمیمی دارم که تا بحال نه از دست هم ناراخت شدیم، نه قهر و نه هیچ چیز دیگه. باهم راز نگفته ای نداریم. یکیشون ازدواج کرده و دور از منه در شهر دیگه ای بخاطر کار همسرش و یکی دیگه دوران زیبای عقد رو سپری می کنه خداروشکر می کنم چون 2 تا دو...
برگ ششم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
دلیل اصلی رفتن من از موسسه، دوستم نبود، اما دخیل بود. دوست عزیزم نتونستم بهت بگم که من درمقابل مشکلات تو چقدر ضعیف بودم اما بودم... دیگه طاقت شنیدن غمت رو نداشتم. نمی تونستم بهت دلداری بدم و در راه بازگشت به خانه مسیر را با اشک طی کنم. در شرکتی که تا اکنون مشغولم، شروع بکار کردم. روز خداحافظی از تو ...
جمعه
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
جمعه هایتان را تنها بگذرانید؛با خودتان! جمعه ها را برای خودتان خاطره نسازید لطفا... بلای جانتان می شود... حتی اولین ماهی قرمز دنیا هم خاطره ی هیچ جمعه ای را از یاد نبرد.!!! xa0 xa0 +xa0نوشته شده در xa0جمعه نوزدهم آذر ۱۳۹۵ساعتxa08:41  توسطxa0Fatemehxa0 |xa0
حرمت
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
xa0چقدر خوبه بعضی از آدمها بدونند که اگه چیزی به روشون نمیاری از سادگی نیست حرمت یه روزایی رو نگه میداری که اونا یادشون رفته! +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵ساعتxa08:48  توسطxa0Fatemehxa0 |xa0
همه چی خوب میشه
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
زندگی سخت نیست اگر بعضی آدما نباشن بعضی اخلاق ها عوض شن بعضی نگاه ها پاک شن بعضی لحظه ها شاد شن بعضی دستها گره شن بعضی دلها صاف شن بعضی کینه ها پاک شن xa0بعضی لبها خنده شن بعضی بغض ها رها شن بعضی صداها تکرار شن بعضی روزا زود تموم شن آری زتدگی اصلا سخت نیست اگر همه چیز عوض شه...هه +xa0نوشته شده در xa...
برگ هفتم
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
حال دیگر از جدایی ها نمی هراسم چون دیگر وابسته نمی شوم دیگر دلم نمی خواهد کسی را داشته باشم نمی توانم دیگر جدایی ها را تحمل کنم نمی توانم ناتوانی ام را ببینم و گذر کنم آری دیگر دل نمی بندم دیگر از همه دوری می کنم... منزوی می شوم منزوی بودن خوب است سکوت زیباست گوشه نشینی جذاب تر است پس فصل های جدید ز...
عاشق نبود...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 20:24
کسی در قلبم نفوذ کرده است چه زیباتر از تو می گوید چه زیباتر از تو می نگرد وچه زیباتر از تو حرف می زند... حتی عاشق تر از توست به این هم نمی رسم ، می دانم... انتخابش غلط است اما چرا هرکس می آید، هنوز هم اول به یاد تو می افتم؟... فقط به یادت می افتم همین حتی دلم برایت تنگ نیست فقط گاهی می گویم چرا عاشق...
زخمی
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 9:36
دلم میخواهد بد باشم،از آن سنگدلها که فکرش را هم نمی کنی همانهایی که هر روز با آنها حرف میزنم،کار می کنم و در کنارشان زندگی می کنم همان هایی که بازی با احساسات آدمها برایشان تفریح است همان هایی که نمی فهممشان بعضی هایشان خیلی بمن نزدیکند! همانهایی که معنی نفس کشیدن من اند!!! xa0
پاییز
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 9:36
xa0 در حالم و به آینده فکر میکنم xa0 به آینده فکر می کنم و یادآور گذشته ام xa0 نمی دانم در کجای زمان قرار دارم xa0 فقط از زردی برگها می فهمم باز هم پاییز آمد xa0 پاییز آمد و مرا در حال نگه داشت xa0 من محو توام xa0 پاییز...
سخته
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 12:28
چقدر سخته عاشق خدا بودن چقدر سخته به خاطر خدا خیلی از کارهارو انجام ندی چقدر سخته اونی بشی که خدا می خواد نه اونیکه مردم شهر می خوان من خدارو می خوام اما... سخته ثابت کنم سخته که مثل آدمهای اطرافم نباشم سخته عاشق تیپ و مدلهای جذاب نباشم سخته خودنمایی نکردن سخته ... خیلی سخته.... اما خدای من .... به ...
یک قطعه عشق
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:01
xa0 xa0 داشتم ظرفها رو خشک می کردم تو طبقه می چیدم که یهو از تو نشمن صدا زد؛ بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟ گفتم:چی؟ -هدیه بابا،هدیه،بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟ یاد ده سال پیش افتادم وقتی دوتایی نصف شهر با پای پیاده گز کرده بودیم وحسابی خسته بودیم، به پیشنهاد من رفتیم آب هویج بخور...
دیوانه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:00
xa0 xa0 مشکل دیوانه،xa0 تنها xa0 یک بغل آرامش است؛ xa0 از همین رو xa0 پیرهنxa0 برعکس بر تن می کند...
رفتن..
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 6:59
xa0 xa0 xa0 دلم می خواهد خودم را از تنم در بیاورم یشویم بچلانم و روی طناب حیاطمان پهن کنم فردا بیایم وببینم که مرا باد با خود برده است....
دوستش دارم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 6:58
xa0 xa0 xa0 میان تمام نداشتن ها xa0 xa0 دوستش دارم xa0 شانس دیدنش را هر روز ندارم ولی xa0 xa0 xa0 دوستش دارم xa0 وقتی دلم هوایش را می کند حق شنیدن صدایش را ندارم ولی xa0 xa0 xa0 دوستش دارم xa0 وقتهایی که روحم دردداردشانه هایش رابرای گریستن ندارم ولی دوستش دارم xa0 وقت دلتنگی هایم آغوشش را برایxa0 آر...
می روم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 6:57
xa0 xa0 xa0 من دلسوزی مردم شهر را نمی خواهم xa0 سه دقیقه یکبار یادآوری کردن اینکه سیگار بد است را نمی خواهم xa0 من نمی فهمم بین این همه دلسوزی xa0 چرا آنکه باید، دلسوزی نمی کند؟! xa0 چرا هرکه را نمی خواهی ببینی چند روز یکبار می بینی xa0 ولی آنکه را که دیدن درباره اش دلیل قدم زدن های طولانی ات است را...
دوستت داشتم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 6:56
xa0 کاش سالها یک گوشه فقط به عکس تو زل می زدم xa0 اما نمی گفتم "دوستت دارم!" xa0 این جمله گاهی می تواند موجب رفتن شود.... xa0 عشق گاهی تمام شادی ها را می بلعد.... xa0 راستش من از رفتن تو می ترسیدم! xa0 حاضر بودم یک عمر در حسرت بوسه باشم xa0 اما نمی گفتم xa0 عاشق لبخندت هستم.... xa0 گاهی باید" عشق" ر...