
عاشق نبود... کسی در قلبم نفوذ کرده است چه زیباتر از تو می گوید چه زیباتر از تو می نگرد وچه زیباتر از تو حرف می زند... حتی عاشق تر از توست به این هم نمی رسم ، می دانم... انتخابش غلط است اما چرا هرکس می آید، هنوز هم اول به یاد تو می افتم؟... فقط به یادت می افتم همین حتی دلم برایت تنگ نیست فقط گاهی می گویم چرا عاشق نبود؟!! اگر عاشق نبود، با کدامین دلیل دستهای مرا می فشرد؟؟؟؟؟ ...
ادامه مطلب
نمی دونستم چه رشته ای برم و کجا هیچکس راهنماییم نکرد به طور خیلی اتفاقی تو رشته ای که به روحیاتم نمی خورد ثبت نام کردم. دوستامو دوست داشتم و شیطنت ها و رفاقتهامون باعث شد تا به امروز باهاشون در ارتباط باشم. ادامه تحصیل و یه آدم موفق شدن تو آرزوهام بود. آرزوم این بود یه جا مشغول کار بشم و بعد بشم عصای دست، دوست نداشتم پدرم زیاد کارکنه(نمی دونم چرا ، شاید از روی ترحم) وهمین ترحم باعث شد...
ادامه مطلب
بالاخره بعد از 15،16 سال دوستمو پیدا کردم ودیدم ،خیلی تغییر کرده بود، ظاهر که هیچ باطنش رو دیگه نمی شناختم،خیلی صمیمی رفتار می کردیم اما... به قول شعر فریدون مشیری که می گفت: ما هرکدام رفته به دنبال سرنوشت،من دیگر آن نبودم و او دیگر آن نبود... همون روز ، آخرین دیدارمون شده تا به امروز که 2 سال می گذره. دیگه دلم مثل قبل براش تنگ نمیشه،آخه دیگه خیلی از هم فاصله داشتیم. دیگه اون دوستهای خ...
ادامه مطلب
زندگی سخت نیست اگر بعضی آدما نباشن بعضی اخلاق ها عوض شن بعضی نگاه ها پاک شن بعضی لحظه ها شاد شن بعضی دستها گره شن بعضی دلها صاف شن بعضی کینه ها پاک شن بعضی لبها خنده شن بعضی بغض ها رها شن بعضی صداها تکرار شن بعضی روزا زود تموم شن آری زتدگی اصلا سخت نیست اگر همه چیز عوض شه...هه +نوشته شده در شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵ساعت8:48  توسطFatemeh | ...
ادامه مطلب
کسی در قلبم نفوذ کرده است چه زیباتر از تو می گوید چه زیباتر از تو می نگرد وچه زیباتر از تو حرف می زند... حتی عاشق تر از توست به این هم نمی رسم ، می دانم... انتخابش غلط است اما چرا هرکس می آید، هنوز هم اول به یاد تو می افتم؟... فقط به یادت می افتم همین حتی دلم برایت تنگ نیست فقط گاهی می گویم چرا عاشق نبود؟!! اگر عاشق نبود، با کدامین دلیل دستهای مرا می فشرد؟؟؟؟؟ +نوشته شده در شنبه ...
ادامه مطلب
مشکل دیوانه، تنها یک بغل آرامش است؛ از همین رو پیرهن برعکس بر تن می کند......
ادامه مطلب
میان تمام نداشتن ها دوستش دارم شانس دیدنش را هر روز ندارم ولی دوستش دارم وقتی دلم هوایش را می کند حق شنیدن صدایش را ندارم ولی دوستش دارم وقتهایی که روحم دردداردشانه هایش رابرای گریستن ندارم ولی دوستش دارم وقت دلتنگی هایم آغوشش را برای آرام شدن ندارم ولی دوستش دارم آری همه وجودمه ولی هیچ جای زندگیم ندارمش در میان نداشتن ها بازهم با تمام وجودم دوستش دارم...
ادامه مطلب
من دلسوزی مردم شهر را نمی خواهم سه دقیقه یکبار یادآوری کردن اینکه سیگار بد است را نمی خواهم من نمی فهمم بین این همه دلسوزی چرا آنکه باید، دلسوزی نمی کند؟! چرا هرکه را نمی خواهی ببینی چند روز یکبار می بینی ولی آنکه را که دیدن درباره اش دلیل قدم زدن های طولانی ات است را نمی بینی به که بگویم در فاصله چند متری من هستی ولی نه جرات دارم به دیدنت بیایم ونه حتی می شود اتفاقی ببینمت گفته بودم عاشق تهرانم با شلوغی و سردیش اما اگر قرار باشد اینقدر شلوغ و بزرگ باشد که تورا اتفاقی یکبار هم نبینم قسم می خورم تهرانم را ترک خواهم کرد... ...
ادامه مطلب
کاش سالها یک گوشه فقط به عکس تو زل می زدم اما نمی گفتم "دوستت دارم!" این جمله گاهی می تواند موجب رفتن شود.... عشق گاهی تمام شادی ها را می بلعد.... راستش من از رفتن تو می ترسیدم! حاضر بودم یک عمر در حسرت بوسه باشم اما نمی گفتم عاشق لبخندت هستم.... گاهی باید" عشق" را پیش از تولد دفن کرد کاش هیچ گذشته ای با هم نداشتیم آن وقت می توانستم باز تو را ببینم و بی هیچ ترسی حالت را بپرسم چقدر پرسیدن حال ساده ات بعید شده حالا... ...
ادامه مطلب
زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکار کن وهراس مدار از آن که بگویند ترانه بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فرای ما اگر بر ماش منتی است؛ چرا که عشق، خود فرداست خود همیشه است... احمد شاملو...
ادامه مطلب